سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

198

تاريخ ايران ( فارسى )

با او مخالفت ورزيده و در اين كار موفقيت هم حاصل نمود و با وصف احوال خاتمه يافتن سلطنت طولانى 27 سالهء او بعد از مرگش خاصه در بخارا كه كاخهاى مجلل و باشكوهى در آنجا بنا كرده بود با تحسر و تأسف تلقى ميشده است . سلطان حسين حامى و سرپرست جامى ، مير خوند و بهزاد نقاش امير استراباد گرگان فعلى و بعد هم امير هرات بوده است . او در يك جنگ با شيبانى خان رئيس اوزبك كه اخيرا در اين صحنه پيدا شده بود بابر را به يارى خود خواست و ما از همينجا مديون يك گزارش حساس و روشنى هستيم كه دربارهء اين پادشاه و دربار او به عمل آمده است . در تزوك بابر از سلطان حسين شرحى سخن رفته كه برطبق آن او يكمرد سرزنده و مطبوع و خوش مشرب ولى عجول و تندخو و زبانش هم مطابق خلق و خوى او بوده است . او اكثر شمشير بدست و بجنگ و جدال اشتغال داشت و هيچيك از افراد خاندان تيمور به قدر او شمشير به كار نبرده است . داراى طبع موزون و در مواقعى شعر هم ميگفته است و بسيارى از اشعار او حاشا كه بد باشد اين پادشاه با همهء جلال و وقارش به پرورش و نگاهداشتن قوچ‌هاى جنگى عشق و علاقهء مفرط داشت و با پراندن كفترها و جنگ خروسان خود را مشغول و سرگرم ميساخت . بابر جلوتر رفته مينويسد عصر سلطان حسين عصرى عجيب بشمار آمده و اشخاص برجسته و عاليقدر وافرى داشته است كه بعضى از آنها در فصل بعد به نظر خوانندگان خواهد رسيد . سلسلهء قراقويونلو يا صاحبان گوسفندان سياه 874 - 780 هجرى ( 1469 - 1378 ) راجع به طايفهء تركمانى كه شكل گوسفند سياه را روى پرچم هاشان نقش ميكردند ما شرحى مذكور داشته و گفتيم كه آنها در آخر سدهء چهاردهم در قسمت‌هاى جنوب درياچهء وان برخاستند ، طايفهء مزبور موسوم به قراقويونلو بر اثر دوستى و اتحاد با آل جلاير تقويت شده در ارمنستان و آذربايجان اساس فرمانفرمائى برقرار ساخته و بالاخره وارث تاج و تخت آل جلاير گرديد . قرايوسف رئيس دوم اين طائفه چندين بار از طرف تيمور لنگ بخارج تبعيد شده و يكى از عوامل جنگ برعليه بايزيد ، كه ويرا تحت حمايت خود داشت ، بوده است . او در آخر يعنى در 808 هجرى ( 1405 ) متصرفاتش را دوباره بدست